![]() |
![]() |
|
| وبلاگ تخصصی در زمینه ارائه مطالب و مقالات علم روانشناسی |
|
بی شک خانواده در تامین بهداشت روانی و پیشگیری از آشفتگیهای رفتاری نقش عمده ای دارد.تامین محیط سالم خانوادگی نقش مهم و عمده ای در پیشگیری از بیماریها و اختلالات روانی و رفتاری داشته ودر این فرایند نه تنها پدر و مادر ،بلکه افراد دیگری نیز که در محیط خانواده با کودک سر و کار دارند در رشد و نمو روانی کودک موثر خواهند بود. روان شناسان و متخصصین بهداشت روانی بر این عقیده اند که محیط زندگی کودک،اشخاصی که در اطرافش هستند،طرز رفتار و کردار بزرگترها با کودک و یکدیگر،وضع اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی،سیاسی و مذهبی هر یک به نوبه خود اثراتی در روحیه کودک به جای می گذارند. اگر کودک در خانواده ای که محیط متشنج و آشفته ای دارد و در تمام مدت افراد خانواده به یکدیگر پرخاش می کنند،زندگی کند، او نیز این حالات را خواه نا خواه کسب خواهد کرد. عدم علاقه و توجه نسبت به کودک،بی توجهی و بی اعتنایی به احتیاجات خاص او،عدم راهنمایی واقعی و صحیح،رفتار تحقیرآمیز،تمجید و تحسین بیش از حد،حمایت ومحبت بیش از حد، ظلم و تبعیض، بدقولی، سرزنش و ملامت و اعمالی نظیر آن عواملی هستند که وحشت ، احساس ناراحتی ، بی اعتمادی،تزلزل روحی، تشویش و اضطراب دائمی را تشدید می کنند. این عوامل هر یک به تنهایی می توانند یک حالت خشم و اضطراب دائمی و عمیق را در کودک به وجود آورند که پایه و اساس بسیاری از حالات و رفتار و تمایلات عصبی را تشکیل می دهند. کودکان امروز بزرگسالان فردایند. فرد را تباه نکنید!!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 20:0 توسط محمد هادی صادقی |
|
|
دراقیانوس زندگی شناگر باشید نه شناور !
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 21:26 توسط محمد هادی صادقی |
|
|
7 باور غلط درباره روانشناسان چند روز پیش که در محل کارم حاضر شدم مقداری کسالت داشتم یا بعبارت ساده تر بی حال و حوصله بودم و ظاهرا افسرده به نظر می رسیدم. یکی از همکارانم بهم گفت فلانی خیلی افسرده ای! به هم ریخته ای ! روانشناسان که نباید اینگونه باشند! روانشناسان همیشه باید سرحال و بشاش و خنده بر لب باشند و خلاصه روانشناسان باید ... و روانشناسان نباید ... !!! البته من هم پاسخهای قانع کننده ای به آن همکار ارجمندم دادم. ولی بهر حال بر آن شدم که در این خصوص " باورهای غلط درباره روانشناسان " مطلبی را در وبلاگ بگذارم که تقدیم خوانندگان عزیز می شود: روانشناسان هم همچون ديگر مردم عصباني ميشوند، اما از شيوههاي سالم براي ابراز آن بهره ميگيرند. در باور فوق، ما به كلمه هيچ وقت برميخوريم كه يك كلمه مطلق است و اين خود اولين نكته منفي درباره اين باور است. چون درباره خصايص رواني و هيجاني انسانها هيچ كلمه مطلقي نميتوانيم استفاده كنيم، چون انسان موجودي بسيار پيچيده، متفكر و انتخابگراست. ضمن اين كه عصبانيت جزو مكانيزمهاي متعادلساز روانآدمي است كه توسط خداوند در ذهن انسانها به وديعه نهاده شده است ،چرا كه اگر همين عصبانيت وجود نداشت انسان به مثابه ديگ بخاري بودكه سوپاپ اطمينان نداشت و بنابراين پس از گذشت چندين ساعت از كار اين ديگ بخار ،ما شاهد انفجار اين ديگ ميبوديم. همانطور كه يك مكانيك اتومبيل هنگامي كه اتومبیل اش در معرض نقص فني احتمالي قرار دارد زودتر از ديگر افراد مطلع ميشود اين قاعده در ارتباط با روانشناسان نيز صادق است، چرا كه آنان به دليل آگاهي از بيماريهاي رواني بسيار زودتر مطلع شده و به دليل اطلاع از مشكلات پيش آمده احتمالي بر اثر بيماريهاي رواني خيلي زودتر به سمت و سوي درمان و حل مشكل خويش روان ميشوند. ما نميتوانيم بگوييم چون روانشناسان با بيماران رواني بسياري درگيرند خود نيز قطعاً از اين بيماريها بيبهره نخواهند ماند، به همان دليل كه اشخاصي كه در بيمارستانها در بخش مراقبت از بيماران عفوني كار ميكنند اگر مراقب خودشان نباشند قطعاً به اين بيماريها مبتلا خواهند شد. بنابراين باور فوق را به شكل زير اصلاح ميكنيم. روانشناسان هم همچون ديگر مردمان اگر مراقب خود نباشند در معرض بيماريهاي رواني قرار دارند. 3 - ما خودمان روانشناسيم بله اين جملهاي است كه كارل راجرز، يكي از روانشناسان بزرگ و پايهگذار روانشناسي انسانگرا بر آن معتقد بود. او اعتقاد داشت كه هر كس خودش بهترين درمانگر خويش است اما سئوالي كه پيش ميآيد اين است، پس چرا همه روزه تعداد كثيري از مردم به كمك و دخالت روانشناسان نيازمند هستند؟ جواب اين است به همان دليل كه همه ما بالقوه ميتوانيم به قله دماوند صعود كنيم اما به شرطي كه شخصي نتواند راهنمايي ما را به عهده بگيرد. يعني راه را به ما نشان دهد و تجهيزات لازم را به ما معرفي كند. براي حل مشكلات شخصي هم ما نياز به كمك يك روانشناس زبده داريم كه نه براي ما بلكه با ما حركت كند تا به حل مشكلاتمان نائل شويم و از همه مهمتر اين كه ذهن انسان از3 بخش عمده هشيار، نيمههشيار و ناهشيار تشكيل يافته است كه اگر ما خيلي توانا باشيم حداكثر به نيمه هشيار ذهنمان دسترسي پيدا ميكنيم كه البته براي حل مشكلات كافي نيست. بنابر اين نيازمند كمك كسي هستيم كه بتواند به ناهشيار ذهن ما وارد شده و از اين انبار متروكه پروندههاي دردناك بايگاني شده گذشته را بيرون آورده و از نو رسيدگي كند.بنابراين باور فوق را به شكل زير اصلاح ميكنيم. هيچ كس بيشتر از خود انسان به احوالات خودش آگاه نيست اما بدون كمك يك روانشناس هرگز بدان احوالات دسترسي نخواهد داشت. روانشناسان با يك نگاه ميتوانند همه چيز را درباره ما بدانند. 4 - روانشناسان حلال مشكلاتند اين باور، روانشناسان را به جادوگراني مبدل ميسازد كه قادرند فكر ما را بخوانند ، اين موضوع به هيچ عنوان صحت ندارد، چرا كه براي شناختن افراد در روانشناسي روشهاي گوناگوني همچون مشاهده تجربي يعني در نظر داشتن رفتار افراد بدون آنكه خودشان متوجه باشند، مصاحبه با نزديكان و خويشاوندان ،اجراي آزمونهاي رواني همچون پرسشنامه، تست و آزمونهاي فرافكني و در نهايت مصاحبه با خود شخص كه از انواع مختلفي برخوردار است در نظر گرفته مي شود. اين هم يك باور غلط ديگر است، چرا كه روانشناسان هم همچون آرايشگران قادر به اصلاح سر خويش نيستند، هرچند كه آرايشگر قابلي باشند. به اين دليل كه مشكلات رواني هميشه صرف نظر از داشتن لايههاي منطقي از لايهاي هيجاني نيز برخوردارند، بنابراين با توجه به اصل نيروگذاري رواني (يعني مقدار مشخصي انرژي رواني ميتوان در ذهن به فعاليتي خاص صرف شود) وقتي بخشي از نيروهاي ذهني ما در هيجانات ما صرف شده است نميتوانيم انتظار داشته باشيم كه با آگاهي و اشراف كامل دست به حل مسئله بزنيم، بنابراين، نياز داريم از شخص ديگري كه البته رابطه خويشي و دوستي با ما ندارد كمك بگيريم تا او با صددرصد توان به كمك ما براي حل مسائل بيايد. البته اين قاعده شامل حال تمام افراد ميشود؛ چه مشاوران و چه روانشناسان. پس باور فوق را به شكل زير اصلاح ميكنيم. روانشناسان هم نياز به مشورت دارند. اين باور غلط و غيرمنطقي در بين مردم شايع است. البته متأسفانه اين به دليل ضعف حرفه روانشناسي در ايران است كه اگر شما به اكثر روانشناسان شاغل در ايران مراجعه كنيد قادرند از مشكل شب ادراري كودكتان تا لكنت زبان همسرتان، دعاوي خانوادگي، ترس و اضطراب و وسواس و... همگي آنها را درمان كنند. فكر ميكنم اين بزرگ بهخوبي حق مطلب را ادا كرده، چرا كه تا انسانها خود نخواهند، به هيچ تغيير پايداري در زندگيشان نخواهند رسيد. مگر آنكه دست خويش را در دست راهنمايي دلسوز چون يك روانشناس زبده دهند تا او را از كوره راههاي زندگي به سرمنزل خوشبختي و سعادت رهنمون كند. روانشناسان قادر به پيشگويي و تغيير سرنوشت افراد نيستند مگر با همكاري و مساعدت خود آنها. برگرفته از سایت روانشناسان |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 9:34 توسط محمد هادی صادقی |
|
|
ویژگیهای سلامت روان در آستانه قرن بیست و یكم، انسان مضطرب، افسرده و بحران زده ی عصر حاضر، بیش از هر زمان دیگری خود را درگیر سؤال هایی اساسی می یابد. می توان بر این نكته تأكید كرد كه ارزش ها ،اساس و بنیان یكپارچگی شخصیت سالمند. در حقیقت، ارزش ها، سازمان دهنده های اصلی اعمال و رفتارهای شخصیت رشدیافته به شمار می روند و سلامت روان، بی تردید، محصول چنین شخصیتی است. یكپارچگی شخصیت تاكید ورزیده اند. گلدشتاین GOLDSTEIN K، سلامت روانی را تعادل بین اعضا و محیط در رسیدن به خود شكوفایی می داند.چاهن (CHAUHANSS 1991) نیز سلامت روانی را وضعیتی از بلوغ روان شناختی تعبیر می كند كه عبارت است از حداكثر اثربخشی و رضایت به دست آمده از تقابل فردی و اجتماعی كه شامل احساسات و بازخوردهای مثبت نسبت به خود و دیگران می شود. در سال های اخیر، انجمن كانادایی بهداشت روانی، «سلامت روانی» را در سه بخش تعریف كرده است: دیگران حساس بوده و در جهت ارضای خواسته ها و ایجاد آسایش آنان می كوشد. اعتماد دارد و مشكلات را پدیده ای مقطعی می انگارد كه حل شدنی است. از این رو ، موانع، خدشه ای به روحیه او وارد نمی سازد. است و از این رو، تمامی نیرو و خلاقیتش را در جهت دست یابی به این اهداف هدایت می كند. اعتقادات، باورها و اهدافی برخوردار است كه به سعادت و شادكامی خود یا اطرافیانش می انجامد و خواهان افزایش مشاركت اجتماعی است.
دیگران می شناسد و می كوشد بازخوردها و الگوهای رفتاری خود را توسعه دهد، به گونه ای كه نه همنوایی كور و ناهشیارانه با خواسته ها و تمایلات دیگران دارد و نه توسط دیگران مطرود و متروك می شود. ملاك های سلامت روانونتیز (.VENTIS LW 5991) سلامت روان را وابسته به هفت ملاك می داند كه عبارتند از: 1- رفتار اجتماعی مناسب؛ 2- رهایی از نگرانی و گناه؛ 3 - فقدان بیماری روانی؛ 4 - كفایت فردی و خودمهارگری؛ 5 - خویشتن پذیری و خودشكوفایی؛ 6 - توحیدیافتگی و سازماندهی شخصیت؛ 7 -گشاده نگری و انعطاف پذیری.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 8:42 توسط محمد هادی صادقی |
|
|
هویت و رشد اجتماعی کودکان
اگر بخواهیم تعریف کلی تری بیاوریم باید بگوییم که شناخت اجتماعی به ادراک ، تفکر و استدلال در باره انسانها و روابط انسانی اطلاق می شود . بررسیهای مربوط به رشد اجتماعی شناختی بر دانش و فهم کودکان در باره جهان اجتماعی _ مردم ،خود و روابط اجتماعی _ تاکید دارد. آغاز زندگی تاثیرات مخصوص ژنتیکی کودکان در باروری
استباط کودکان از دیگران الگویابی جنسیتی و هویت رشد الگو یابی جنسیتی الگو یابی جنسیتی از کجا آغاز میشود تربیت کودک بدون در نظر گرفتن جنسیت
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 22:24 توسط محمد هادی صادقی |
|
|
با استرس بیشتر آشنا شویم ! تعريف استرس: "در زندگی امروز فرار از استرس امکانپذیر نیست. باید هنر و مهارت مقابله صحیح و منطقی با استرس را آموخت." استرس یک مفهوم کاملاٌ روشن نيست که بتوان با استفاده از چند واژه آن را تعریف کرد، چرا که در وهله اول مفهومی است ذهنی و ادراکی با این حال می توان آن را هر نوع تغييری دانست که باعث می شود ما به لحاظ جسمی و روانی آزرده و ناراحت شویم .نشانه های جسمی استرس :- تنش يا تنيدگی ( در گلو، سينه، معده ، شانه ها، گردن و فک)- سردرد و ميگرن- کمر درد- درد گردن- تنفس نامنظم- تپش قلب- تنگی نفس حتی در حالت استراحت- بی قرارای- تيک ( در صورت،چشم ها، دهان و ...)- خشک شدن دهان- عرق کردن- سرد شدن دست ها و پا ها- لرزش- خستگی- درد معده- حالت تهوع- افزايش ادرار- اسهال- مشکلات خواب- مشکلات جنسی- زخم معده- حساس شدن به صداهانشانه های روانی استرس :- ناتوانی در تمرکز- فراموشکاری- ناتوانی در بياد آوردن وقايع اخير- ناتوانی در کسب اطلاعات- افکار مزاحم چرخنده- ترديد- تصميم گيری بدون فکر و ناگهانی- آشفتگی- افزايش اشتباهات- قضاوت نادرست در ارتباط با ديگران و موقعيت ها- بی دقتی- دشوار شدن کارهای ساده- توجه نامتناسب به جزئيات- افکار وسواسینشانه های هيجانی استرس :- اضطراب- ترس های غير عادی- حملات اضطرابی- احساس خصومت- پرخاشگری- احساس گناه- نوسان خلق- افسردگی- بغض و گريه- کابوس ديدن- درماندگی و تسليم- از دست دادن شوخ طبعی- کناره گيرینشانه های رفتاری استرس :- سيگار کشيدن يا افزايش دفعات آن- مشروب خوردن يا افزايش دفعات آن- پر خوری- کم خوردن و بی اشتهايی- بی توجهی به وضع ظاهری- رانندگی توام با عصبانيت- شروع کردن چند کار به طور همزمان ولی نيمه کاره رها کردن آنها- ناخن خوردن- کندن مو ها- نيشگون پوست- اعمال وسواسیويژگی های افراد مقاوم در برابر استرس :اگر علاقمند شده اید روی ادامه مطلب کلیک کنید ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 10:44 توسط محمد هادی صادقی |
|
|
ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی از ین باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
نوروز باستان و طلوع دل انگیز بهاران فرخنده باد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 10:51 توسط محمد هادی صادقی |
|
|
من کنت مولاه فهذا علی مولاه هر که من مولای اویم پس علی مولای اوست
عید غدیر روز پیوند الهی و مبارک رسالت نبوی با ولایت علوی فرخنده باد.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 21:56 توسط محمد هادی صادقی |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم آبان 1387ساعت 22:15 توسط محمد هادی صادقی |
|
|
(1نفس عميقي بكشيم و از 1 تا 5 بشماريم. پس تا می توانید خشم و عصبانیت خودتان را کنترل کنید. مرسی!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 22:29 توسط محمد هادی صادقی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ یک انجمن مجازی روانشناسی است که در برگیرنده مطالب و مقالاتی در زمینه های مختلف روانشناسی می باشد و توسط محمد هادی صادقی - کارشناس ارشد روانشناسی - راه اندازی شده است. تاریخ ایجاد وبلاگ 16/3/87
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مرداد 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
رشد کودک بهداشت روان مسائل خانوادگی مشاوره تحصیلی تاریخچه روانشناسی روانشناسی نوجوانی مشاوره خانوادگی اعتیاد و سو, مصرف مواد بیماریهای روانی درباره روانشناسی پاسخ به نامه ها S.M.S |
|
RSS
|