تبليغاتX
انجمن روانشناسی زرقان
وبلاگ تخصصی در زمینه ارائه مطالب و مقالات علم روانشناسی
 


خانواده و کودک

 بی شک خانواده در تامین بهداشت روانی و پیشگیری از آشفتگیهای رفتاری نقش عمده ای دارد.تامین محیط سالم خانوادگی نقش مهم و عمده ای در پیشگیری از بیماریها و اختلالات روانی و رفتاری داشته ودر این فرایند نه تنها پدر و مادر ،بلکه افراد دیگری نیز که در محیط خانواده با کودک سر و کار دارند در رشد و نمو روانی کودک موثر خواهند بود. روان شناسان و متخصصین بهداشت روانی بر این عقیده اند که محیط زندگی کودک،اشخاصی که در اطرافش هستند،طرز رفتار و کردار بزرگترها با کودک و یکدیگر،وضع اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی،سیاسی و مذهبی هر یک به نوبه خود اثراتی در روحیه کودک به جای می گذارند. اگر کودک در خانواده ای که محیط متشنج و آشفته ای دارد و در تمام مدت افراد خانواده به یکدیگر پرخاش می کنند،زندگی کند، او نیز این حالات را خواه نا خواه کسب خواهد کرد. عدم علاقه و توجه نسبت به کودک،بی توجهی و بی اعتنایی به احتیاجات خاص او،عدم راهنمایی واقعی و صحیح،رفتار تحقیرآمیز،تمجید و تحسین بیش از حد،حمایت ومحبت بیش از حد، ظلم و تبعیض، بدقولی، سرزنش و ملامت و اعمالی نظیر آن عواملی هستند که وحشت ، احساس ناراحتی ، بی اعتمادی،تزلزل روحی، تشویش و اضطراب دائمی را تشدید می کنند. این عوامل هر یک به تنهایی می توانند یک حالت خشم و اضطراب دائمی و عمیق را در کودک به وجود آورند که پایه و اساس بسیاری از حالات و رفتار و تمایلات عصبی را تشکیل می دهند.

کودکان امروز بزرگسالان فردایند. فرد را تباه نکنید!!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 20:0  توسط محمد هادی صادقی | 
 

          دراقیانوس زندگی

                             شناگر باشید

                                               نه شناور !

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 21:26  توسط محمد هادی صادقی | 
 

7 باور غلط درباره روانشناسان

چند روز پیش که در محل کارم حاضر شدم مقداری کسالت داشتم یا بعبارت ساده تر بی حال و حوصله بودم و ظاهرا افسرده به نظر می رسیدم. یکی از همکارانم بهم گفت فلانی خیلی افسرده ای! به هم ریخته ای ! روانشناسان که نباید اینگونه باشند! روانشناسان همیشه باید سرحال و بشاش و خنده بر لب باشند و خلاصه روانشناسان باید ... و روانشناسان نباید ... !!! البته من هم پاسخهای قانع کننده ای به آن همکار ارجمندم دادم. ولی بهر حال بر آن شدم که  در این خصوص " باورهای غلط درباره روانشناسان " مطلبی را در وبلاگ بگذارم که تقدیم خوانندگان عزیز می شود:  

 روانشناسان هم همچون ديگر مردم عصباني مي‌شوند، اما از شيوه‌هاي سالم براي ابراز آن بهره مي‌گيرند.
در بين عامه مردم باورهاي غلطي شكل گرفته كه تعدادي از اين باورها ناشي از اعتقاد غلط گذشتگان و تعدادي از آنها ناشي از فقر دانش و ميزان همنوايي بالا در ميان مردم است كه البته اين باورهاي غلط در زمينه هاي گوناگون به چشم مي خورد و زمينه ساز بسياري از كج انديشي ها و تصميم هاي غلط در زندگي بسياري از ماست.
وقتي عامه مردم درباره همه چيز و خارج از حيطه تخصص خود حكم صادر كنند، بستر بي اعتمادي فراهم مي شود.اين مقاله درباره تعدادي ازاين باورهاي غلط در ارتباط با روانشناسان توضيح مي دهد.

1 - روانشناسان عصباني نمي‌شوند!

در باور فوق، ما به كلمه هيچ وقت برمي‌خوريم كه يك كلمه مطلق است و اين خود اولين نكته منفي درباره اين باور است. چون درباره خصايص رواني و هيجاني انسان‌ها هيچ كلمه مطلقي نمي‌‌توانيم استفاده كنيم، چون انسان موجودي بسيار پيچيده، متفكر و انتخاب‌گراست. ضمن اين كه عصبانيت جزو مكانيزم‌هاي متعادل‌ساز روان‌آدمي است كه توسط خداوند در ذهن انسان‌ها به وديعه نهاده شده است ،چرا كه اگر همين عصبانيت وجود نداشت انسان به مثابه ديگ بخاري بودكه سوپاپ اطمينان نداشت و بنابراين پس از گذشت چندين ساعت از كار اين ديگ بخار ،ما شاهد انفجار اين ديگ مي‌بوديم.

و مهم‌تر از همه اين كه اگر خشم و عصبانيت به هر دليلي ابراز نشوند خود مي‌تواند زمينه‌ساز كينه، نفرت، دشمني و انواع و اقسام بيماري‌هاي رواني و جسماني در آينده شود كه به مراتب بدتر از ابراز خشم به‌وجود آمده در آن موقعيت مشخص است. بنابراين چگونه مي‌توان انتظار داشت كه يك روانشناس كه خود به خوبي از عملكرد اين فعاليت در ذهن و بدن خويش آگاه است خشم خود را فروخورد تا به او مهر تأييد روانشناس زبده را بزنند. در حالي كه او قادر است با مكانيزم‌هاي دفاعي پخته و پيشرفته همچون شوخ‌طبعي باور فوق را به اين شكل اصلاح كند.

روانشناسان هم همچون ديگر مردم عصباني مي‌شوند، اما از شيوه‌هاي سالم براي ابراز آن بهره مي‌گيرند.


2 - خودشان ديوانه‌اند!

اين هم يك باور غلط شايع در ميان مردم است كه به هيچ عنوان علمي و منطقي نيست، چرا كه اگر ما بخواهيم يك حكم كلي در ارتباط با گروهي از مردم بدهيم نيازمند آنيم كه تحقيق علمي در سطحي وسيع انجام دهيم و با انجام روش‌هاي آماري ادعاي فوق را اثبات كنيم.


همانطور كه يك مكانيك اتومبيل هنگامي كه اتومبیل اش  در معرض نقص فني احتمالي قرار دارد زودتر از ديگر افراد مطلع مي‌شود اين قاعده در ارتباط با روانشناسان نيز صادق است، چرا كه آنان به دليل آگاهي از بيماري‌هاي رواني بسيار زودتر مطلع شده و به دليل اطلاع از مشكلات پيش آمده احتمالي بر اثر بيماري‌هاي رواني خيلي زودتر به سمت و سوي درمان و حل مشكل خويش روان مي‌شوند.

ما نمي‌توانيم بگوييم چون روانشناسان با بيماران رواني بسياري درگيرند خود نيز قطعاً‌ از اين بيماري‌ها بي‌بهره نخواهند ماند، به همان دليل كه اشخاصي كه در بيمارستان‌ها در بخش مراقبت از بيماران عفوني كار مي‌كنند اگر مراقب خودشان نباشند قطعاً‌ به اين بيماري‌ها مبتلا خواهند شد. بنابراين باور فوق را به شكل زير اصلاح مي‌كنيم.

روانشناسان هم همچون ديگر مردمان اگر مراقب خود نباشند در معرض بيماري‌هاي رواني قرار دارند.

3 - ما خودمان روانشناسيم

بله اين جمله‌اي است كه كارل راجرز، يكي از روانشناسان بزرگ و پايه‌گذار روانشناسي انسانگرا بر آن معتقد بود. او اعتقاد داشت كه هر كس خودش بهترين درمانگر خويش است اما سئوالي كه پيش مي‌آيد اين است، پس چرا همه روزه تعداد كثيري از مردم به كمك و دخالت روانشناسان نيازمند هستند؟ جواب اين است به همان دليل كه همه ما بالقوه مي‌توانيم به قله دماوند صعود كنيم اما به شرطي كه شخصي نتواند راهنمايي ما را به عهده بگيرد. يعني راه را به ما نشان دهد و تجهيزات لازم را به ما معرفي كند.

براي حل مشكلات شخصي هم ما نياز به كمك يك روانشناس زبده داريم كه نه براي ما بلكه با ما حركت كند تا به حل مشكلاتمان نائل شويم و از همه مهم‌تر اين كه ذهن انسان از3 بخش عمده هشيار، نيمه‌هشيار و ناهشيار تشكيل يافته است كه اگر ما خيلي توانا باشيم حداكثر به نيمه هشيار ذهنمان دسترسي پيدا مي‌‌كنيم كه البته براي حل مشكلات كافي نيست.

بنابر اين نيازمند كمك كسي هستيم كه بتواند به ناهشيار ذهن ما وارد شده و از اين انبار متروكه پرونده‌هاي دردناك بايگاني شده گذشته را بيرون آورده و از نو رسيدگي كند.بنابراين باور فوق را به شكل زير اصلاح مي‌كنيم.

هيچ كس بيشتر از خود انسان به احوالات خودش آگاه نيست اما بدون كمك يك روانشناس هرگز بدان احوالات دسترسي نخواهد داشت. روانشناسان با يك نگاه مي‌توانند همه چيز را درباره ما بدانند.

4 - روانشناسان حلال مشكلاتند

اين باور، روانشناسان را به جادوگراني مبدل مي‌سازد كه قادرند فكر ما را بخوانند ،  اين موضوع به هيچ عنوان صحت ندارد، چرا كه براي شناختن افراد در روانشناسي روش‌هاي گوناگوني همچون مشاهده تجربي يعني در نظر داشتن رفتار افراد بدون آنكه خودشان متوجه باشند، مصاحبه با نزديكان و خويشاوندان ،اجراي آزمون‌هاي رواني همچون پرسشنامه، تست و آزمون‌هاي فرافكني و در نهايت مصاحبه با خود شخص كه از انواع مختلفي برخوردار است در نظر گرفته مي شود.

در نهايت مي‌توان گفت پس از انجام اين آزمايش‌ها و آزمون‌ها شايد با احتياط بتوان گفت از شخص مورد نظر نيمرخ رواني به‌دست آورده‌ايم. كه باز هم در پاره‌اي از موارد بي نقص نخواهد بود. بنابراين باور فوق را به شكل زير اصلاح مي‌كنيم.

روانشناسان هرگز با يك نگاه نمي‌توانند همه‌چيز را درباره ما بدانند.

5 - نياز به مشورت ندارند

اين هم يك باور غلط ديگر است، چرا كه روانشناسان هم همچون آرايشگران قادر به اصلاح سر خويش نيستند، هرچند كه آرايشگر قابلي باشند. به اين دليل كه مشكلات رواني هميشه صرف نظر از داشتن لايه‌هاي منطقي از لايه‌اي هيجاني نيز برخوردارند، بنابراين با توجه به اصل نيروگذاري رواني (يعني مقدار مشخصي انرژي رواني مي‌توان در ذهن به فعاليتي خاص صرف شود) وقتي بخشي از نيروهاي ذهني ما در هيجانات ما صرف شده است نمي‌توانيم انتظار داشته باشيم كه با آگاهي و اشراف كامل دست به حل مسئله بزنيم، بنابراين، نياز داريم از شخص ديگري كه البته رابطه خويشي و دوستي با ما ندارد كمك بگيريم تا او با صددرصد توان به كمك ما براي حل مسائل بيايد. البته اين قاعده شامل حال تمام افراد مي‌شود؛ چه مشاوران و چه روانشناسان. پس باور فوق را به شكل زير اصلاح مي‌كنيم. روانشناسان هم نياز به مشورت دارند.

6 - روانشناسان داناي كل هستند

اين باور غلط و غيرمنطقي در بين مردم شايع است. البته متأسفانه اين به دليل ضعف حرفه روانشناسي در ايران است كه اگر شما به اكثر روانشناسان شاغل در ايران مراجعه كنيد قادرند از مشكل شب ادراري كودكتان تا لكنت زبان همسرتان، دعاوي خانوادگي، ترس و اضطراب و وسواس و... همگي آنها را درمان كنند.

در صورتي كه در كشورهاي پيشرفته شايد هر روانشناس حداكثر در 2-3 موضوع مرتبط تخصص دارد و داوطلبانه اعلام مي‌كند كه فقط قادر به حل مشكل ترس و اضطراب شماست، نه به عنوان مثال مشاوره شغلي و تحصيلي هم انجام دهد. ضمن اينكه در باور فوق زندگي كردن واژه‌اي كلي و مصاديق آن وسيع است، بنابراين باور فوق به شكل زير اصلاح مي‌شود.

هر روانشناسي قادر به حل بعضي از مشكلات خاص و مشخص مراجعانش مي‌باشد.

7 - سرنوشت را تغيير مي دهند

اين هم يك باور عجيب ديگر كه اصلاً نمي‌تواند درست باشد. بزرگي مي‌گفت: مراقب افكارت باش چون به حرفهايت بدل مي‌‌شود. مراقب حرفهايت باش چون به اعمالت تبديل مي‌‌شود. مراقب اعمالت باش چون به عادت‌هايت مبدل مي‌شود. مراقب عادت‌هايت باش چون به شخصيت تو تبديل مي‌شود. مراقب شخصيت خود باش چون به سرشت تو تبديل مي‌‌شود و مراقب سرشت خويش باش چون به سرنوشت تو تبديل مي‌‌شود.

فكر مي‌كنم اين بزرگ به‌خوبي حق مطلب را ادا كرده، چرا كه تا انسان‌ها خود نخواهند، به هيچ تغيير پايداري در زندگي‌شان نخواهند رسيد. مگر آنكه دست خويش را در دست راهنمايي دلسوز چون يك روانشناس زبده دهند تا او را از كوره راه‌هاي زندگي به سرمنزل خوشبختي و سعادت رهنمون كند. روانشناسان قادر به پيشگويي و تغيير سرنوشت افراد نيستند مگر با همكاري و مساعدت خود آنها.

                                                                                       برگرفته از سایت روانشناسان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 9:34  توسط محمد هادی صادقی | 
 

ویژگیهای سلامت روان

در آستانه قرن بیست و یكم، انسان مضطرب، افسرده و بحران زده ی عصر حاضر،

بیش از هر زمان دیگری خود را درگیر سؤال هایی اساسی می یابد. می توان بر این

نكته تأكید كرد كه ارزش ها ،اساس و بنیان یكپارچگی شخصیت سالمند. در حقیقت،

ارزش ها، سازمان دهنده های اصلی اعمال و رفتارهای شخصیت رشدیافته به شمار

می روند و سلامت روان، بی تردید، محصول چنین شخصیتی است.


تعریف «سلامت روان»


تاكنون تعاریف متعددی از «سلامت روان» ارائه شده كه همگی بر اهمیت تمامیت و

یكپارچگی شخصیت تاكید ورزیده اند. گلدشتاین GOLDSTEIN K، سلامت روانی را

تعادل بین اعضا و محیط در رسیدن به خود شكوفایی می داند.چاهن (CHAUHANSS

1991) نیز سلامت روانی را وضعیتی از بلوغ روان شناختی تعبیر می كند كه عبارت

است از حداكثر اثربخشی و رضایت به دست آمده از تقابل فردی و اجتماعی كه

شامل احساسات و بازخوردهای مثبت نسبت به خود و دیگران می شود. در سال

های اخیر، انجمن كانادایی بهداشت روانی، «سلامت روانی» را در سه بخش تعریف

كرده است:

بخش اول: بازخوردهای مربوط به «خود» شامل:

الف. تسلط بر هیجان های خود؛

ب. آگاهی از ضعف های خود؛

ج. رضایت از خوشی های خود.

بخش دوم: بازخوردهای مربوط به دیگران شامل:

الف. علاقه به دوستی های طولانی و صمیمی؛

ب. احساس تعلق به یك گروه؛

ج. احساس مسئولیت در مقابل محیط انسانی و مادی.

بخش سوم: بازخوردهای مربوط به زندگی شامل:

الف. پذیرش مسئولیت ها؛

ب. ذوق توسعه امكانات و علایق خود؛

ج. توانایی اخذ تصمیم های شخصی؛

د. ذوق خوب كار كردن.

چاهن به ذكر پنج الگوی رفتاری در ارتباط با سلامت روان مبادرت ورزیده است:

1- حس مسئولیت پذیری: كسی كه دارای سلامت روان است، نسبت به نیازهای

دیگران حساس بوده و در جهت ارضای خواسته ها و ایجاد آسایش آنان می كوشد.

2- حس اعتماد به خود: كسی كه واجد سلامت روانی است، به خود و توانایی هایش

اعتماد دارد و مشكلات را پدیده ای مقطعی می انگارد كه حل شدنی است. از این رو

، موانع، خدشه ای به روحیه او وارد نمی سازد.

3- هدف مداری: به فردی اشاره دارد كه واجد مفهوم روشنی از آرمان های زندگی

است و از این رو، تمامی نیرو و خلاقیتش را در جهت دست یابی به این اهداف هدایت

می كند.

4- ارزش های شخصی: چنین فردی در زندگی خود، از فلسفه ای خاص مبتنی بر

اعتقادات، باورها و اهدافی برخوردار است كه به سعادت و شادكامی خود یا

اطرافیانش می انجامد و خواهان افزایش مشاركت اجتماعی است.



5- فردیت و یگانگی: كسی كه دارای سلامت روان است، خود را جدا و متمایز از

 دیگران می شناسد و می كوشد بازخوردها و الگوهای رفتاری خود را توسعه دهد، به

 گونه ای كه نه همنوایی كور و ناهشیارانه با خواسته ها و تمایلات دیگران دارد و نه

 توسط دیگران مطرود و متروك می شود.

ملاك های سلامت روان

ونتیز (.VENTIS LW 5991) سلامت روان را وابسته به هفت ملاك می داند كه عبارتند از:

1- رفتار اجتماعی مناسب؛

2- رهایی از نگرانی و گناه؛

3 - فقدان بیماری روانی؛

4 - كفایت فردی و خودمهارگری؛

5 - خویشتن پذیری و خودشكوفایی؛

6 - توحیدیافتگی و سازماندهی شخصیت؛

7 -گشاده نگری و انعطاف پذیری.


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 8:42  توسط محمد هادی صادقی | 
 

هویت و رشد اجتماعی کودکان


کودکان در دوران کودکی ، کم کم درک می کنند چه کسی هستند و چه موقع و مقامی در جامعه خود دارند. آنان الگوهای کنش متقابل اجتماعی پایداری با دیگران تشکیل می دهند و قواعد اجتماعی و اخلاقی فرهنگ خود را در هم ادغام می کنند و آن را به صورتی در می آورند که بتوانند به کمک آن به رفتار خود نظم دهند . هنگامی که کودک به اواخر دوران ابتدایی می رسد آن حس اولیه او از خویشتن به صورت شبکه پیچیده و نسبتا ثابتی ار ادراکات و احساسات در می آید. در کودک به عنوان یک دختر یا یک پسر ویا عضوی از اعضاء گروهی اجتماعی  یا قومی حس هویت ایجاد می شود .آغاز حس همدلی و تسلط بر خود که در سالهای  نو پایی آشکار بود از جنبه های عمده شخصیت و رفتار کودک در دوران کودکی می شود .
کودکان در باره جهان پیرامون خود ، آدمهایی که میبینند ، ارتباط بین مردم ، و گروه هایی که در آن شرکت می کنند چه استباطی دارند ؟ و چگونه بین عملکرد  شناختی اجتماعی و رفتار های اجتماعی ارتباط بر قرار می شود ؟ اینها سئوالاتی اساسی است که در حوزه رشد شناختی اجتماعی مطرح می شود .
مطالعه شناخت اجتماعی در سالهای اخیر توجه بسیاری از روانشناسان را به خود جلب کرده است ، زیرا آنان تشخیص داده اند که واکنشهای عاطفی و اجتماعی کودکان تا حدودی بستگی دارد به اینکه چگونه می اندیشند. 

اگر بخواهیم تعریف کلی تری بیاوریم باید بگوییم که شناخت اجتماعی به ادراک ، تفکر و استدلال در باره انسانها و روابط انسانی اطلاق می شود . بررسیهای مربوط به رشد اجتماعی شناختی بر دانش و فهم کودکان در باره جهان اجتماعی _ مردم ،خود و روابط اجتماعی _ تاکید دارد.
بطور کلی می توان گفت که تفکر اجتماعی کودکان از جهات مختلفی که وابسته به هم است رشد می کند. ( الف ) «از سطح به عمق « یعنی از ظواهر تا در نظر گرفتن خصوصیات پایدار تر  مثلا ،از در نظر گرفتن جذابیت دوستان تا تا قضاوت در باره انگیزشهای شخصی  ( ب ) ساده اندیشی تا تفکر پیچیده ، یعنی از تمرکز بر یک جنبه موضوع یا مسئله ( تمرکز ) تا در نظر گرفتن جنبه های مختلف به طور همزمان  ( ج ) از خشک اندیشی تا انعطاف پذیری ، از توجه به خود و وضعیت فعلی تا توجه به رفاه دیگران و آینده ، ( د ) از تفکر عینی به تفکر انتزاعی ، و ( ه ) از افکار پراکنده و گاهی بی ثبات تا افکار منسجم و با نظام و سازمان یافته .

آغاز زندگی
رشد انسان از آن زمان شروع می شود که یک سلول اسپرم پدر به دیواره تخمک مادر نفوذ کند . باروری تخمک از طریق اسپرم فر آیند پیچیده ای به دنبال داردکه به آن «میتوز » می گویند . در این فرآیند تخمک بارور شده اصلی تقسیم می شود و سپس به تقسیمات فرعی تقسیم می شود و آنقدر این تقسیم ادامه می یابد تا هزاران سلول بـه وجود آید . به تدریج ، همچنان که این فر آیند ادامه دارد ، گروهی از سلولها وظا ئف بخصوصی به عنوان بخشی از سیستم عصبی ، استخوانبندی ، ماهیچه یا گردش خون و غیره به عهده می گیرند . جنین که در ابتدا به نظر می رسد توپی است که به تدریـج بزرگ می شود کم کم شکل می گیرد و سر ، چشم ، بدن ، بازو و پا آغاز به پیدایش می کنند . تقربیا 9 ماه پس از لقاح ، نوزاد آماده تولد می شود.

تاثیرات مخصوص ژنتیکی کودکان در باروری
1_ خصوصیات جسمانی  ،مثل رنگ مو ، چشم و پوست      2_ هوش    4 _اختلالات ذهنی
4 _اختلالات ذهنی              5 _ویژگی های شخصیتی


تشخیص افراد از اشیاء
هر چند از اصول رشد شناختی برای کودک هر دو جهان اجتماعی و مادی به کار می رود  کودکان از همان آغاز می دانند که اشیای جاندار از بی جان متفاوتند . ظاهرا از دیگران انتظار کنش متقابل دارند و از اشیا ندارند. کودک خصوصیاتی که افراد را از اشیای بی جان متمایز می کند . مانند توانایی حرکت مستقل و داشتن حس را تشخیص می دهد . کودک 24 ماهه وقتی می بیند صندلی به خودی خود حرکت می کند حیرتزده می شود ولی از دیدن حرکت یک آدم حیرتی نمی کنند .

استباط کودکان از دیگران
می خواهیم ببینیم که کودکان از مردم ، خودشان و دیگران ، چه استنباطی دارند ، از دوستی ، روابط اقتدارگرایانه و سایر کنشهای اجتماعی چه می فهمند . بعضی مردم می گویند که همه به نوعی روانشناس هستیم . همه ما در باره شخصیت ، انگیزش و الگوهای رفتاری نظریه هایی داریم . علت یابی یکی از انواع آن است ، ولی انواع دیکری نیز وجود دارد . همچنان که کودکان بزرگ می شوند به تدریج از دیگران اسنتباطی پیدا می کنند . کودک از سال دوم زندگی به خود آگاهی دست می یابد. تقریبا در 18 ماهگی کودکان صورتهای خود را تشخیص می دهند . و وقتی اسمشان را می گوییم تصویر خود را نشان می دهند. در دوران کودکی در کودکان این حس ایجاد می شود که چه کسی هستند و در کجای جامعه جای دارند . حس اولیه ای که کودک از خود دارد زمانی که به اواخر دوره ابتدایی می رسد به صورت شبکه ای از احساسات و استنباطات کودک از خودش  در می آید که ثابت و نسبتا پیچیده است .
وقتی از کودکمان می خواهیم تا بهترین دوست خود ، معلم محبوب یا همسایه ای را توصیف کند کودکان زیر 7سال معمولا خصوصیات بیرونی و عینی مانند ، نام ، خصوصیات جسمانی ، متعلقات و رفتارآشکار را نام می برند. آنان همچنین صفات ارزشی مانند خوب ، بد ، بد جنس و خوش جنس را غالبا بکار می برند
 در حدود 8 سالگی به نحو فزاینده ای صفات انتزاعی را که مربوط به خصوصیات رفتاری و روان شناختی و اعتقادات ، ارزشها و نگرشهاست به کار می برند.
کودکام 12 تا 14 سالگی به هنگام توصیف دیگران کمتر از روابط خود با آنان را در نظر می گیرند. همچنین نو جوانان از واژه هایی که جنبه کیفی دارند مانند گاهی اوقات و کاملا بیشتر استفاده می کنند و این بدین معناست که می فهمند که خصوصیات ثابت و مطلق نیستند.
بزرگسالان و کودکان بزرگتر معمولا رفتار دیگران را به خصوصیات ثابت آنان نسبت می دهند . ولی اعمال خود را ناشی از عوامل موفعیتی می دانند.

الگویابی جنسیتی و هویت
آنچه هویت کودک را می سازد تا حدودی شامل آگاهی او از طبقه بندی های اجتماعی ای است که فرهنگی مقرر کرده و نیز پذیرفتن این طبقه بندی هاست و تا حدودی نیز شامل خصوصیات فردی است که کودک آن را مستقلا می گیرد. غالبا اولین سوالی که در مورد یک بچه می پرسند این است که«پسر است یا دختر »؟ در فرهنگ ما و سایر فرهنگها مجموعه ای از علایق ، خصوصیات شخصیتی و رفتارها «زنانه » یا «مردانه » تلقی می شود . کودکان از همان آغاز که هنوز خیلی کوچکند این معیارهای  فرهنگی را می آموزند و کسب می کنند.

رشد الگو یابی جنسیتی
کودکان بین سنین 18 ماهگی و 3 سالگی در باره هویت جنسی ، شناختی دست کم ناقص ، کسب می کنند . آنان می آموزند که خود و دیگران را به عنوان زن یا مرد طبقه بندی کنند. ثبات جنسیت عبارت است از درک کودک از اینکه جنسیت با گذشت زمان تغییر می کند و با وجود تغییر در لباس ، نوع فعالیت یا سایر خصوصیات سطحی جسمانی ثابت می ماند . کودکان تا 5 یا 6 سالگی بطور کامل ثبات جنسیت را درک نمی کنند .مثلا کودکان پیش مدرسه ای گاهی می گویند اگر پسر پیراهن بپوشد و با عروسک بازی کند دختر می شود . علاوه بر این کودکان خردسال برای تشخیص پسر ودختر به تفاوت آلتهای تناسلی توجه چندانی ندارند .
کودکان از سنین اولیه رفتار الگویابی جنسیتی دارند . در 2 سالگی اسباب بازیهایی انتخاب می کنند که با قالبهای جنسیتی آنان تناسب داشته باشد . کودکان غالبا فعالیتها و نقشهایی را ترجیح می دهند که برای جنس خودشان پذیرفته شده است ، البته همیشه چنین نیست آنقدر که پسر ها مجذوب فعالیتهای پسرانه می شوند دخترها مجذوب فعالیتهای دخترانه نمی شوند . در حقیقت ، بسیاری از دختران خرد سال از بازیهای پسرانه لذت می برند .بخصوص در سن دبستان ، از آنجا در بیشتر جوامع نقش مردانه موقعیتی بهتر از نقش زنانه دارد ، پسران و دختران غالبا مجذوب چیزهایی می شوند که مردانه تلقی می شود.

الگو یابی جنسیتی از کجا آغاز میشود
 بر طبق نظریه روانکاوی کودکان الگویابی جنسیتی را از طریق فرایند همانند سازی با پدر یا مادر از سن 4 یا 5 سالگی آغاز می کنند . آنان خصوصیات شخصیتی زنانه یا مردانه والدین را درونی میکنند و بسیاری از ارزش ها و خصوصیات آنان را کسب می کنند.

تربیت کودک بدون در نظر گرفتن جنسیت
از همان آغاز به کودکانمان بیاموزیم که جنسیت یک واقعیت زیست شناختی است و آنچه جنسیت را مشخص می کند قابلیت تولید مثل و ساختمان بدن است . والدین می توانند تاکید کنند که آلت تناسلی تعیین کننده جنسیت افراد است نه لباس و رفتار . بسیاری از والدین از اینکه مستقیما در مورد این مسائل حرف بزنند پرهیز می کنند . ولی بحث در باره این مسائل به کودک کمک می کند تا بفهمد اهمیت پسر یا دختر بودن در چیست .والدین می توانند علاوه بر آموختن این مسئله که بیولوژی تعیین کننده جنسیت است با این مسئله به این طریق مقابله می کنند که بعضی از چیزهایی را که کودکان در باره قالبهای جنسیتی از فرهنگ بزرگتر ها دریافت می کنند تغییر دهند. می توان کتابهایی برای کودکان تهیه کرد و در باره آن با کودکان وارد بحث شد . والدین می توانند به این نکته اشاره کنند که خیلی عجیب است که در داستانها همیشه زنان احتیاج به کمک دارند و مردان ماجراجویی می کنند


منبع : رشد و شخصیت کودک
پاول هنری ماسن      جرم کیگان   آلتا کاروت هوستون   جان جین وی کانجر

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 22:24  توسط محمد هادی صادقی | 
 

با استرس بیشتر آشنا شویم !

تعريف استرس:

"در زندگی امروز فرار از استرس امکانپذیر نیست. باید هنر و مهارت مقابله

صحیح و منطقی با استرس را آموخت."

استرس یک مفهوم کاملاٌ روشن نيست که بتوان با استفاده از چند واژه آن را تعریف کرد،

چرا که در وهله اول مفهومی است ذهنی و ادراکی با این حال می توان آن را هر نوع

تغييری دانست که باعث می شود ما به لحاظ جسمی و روانی آزرده و ناراحت شویم.

نشانه های جسمی استرس:

- تنش يا تنيدگی ( در گلو، سينه، معده ، شانه ها، گردن و فک)

- سردرد و ميگرن

- کمر درد

- درد گردن

- تنفس نامنظم

- تپش قلب

- تنگی نفس حتی در حالت استراحت

- بی قرارای

- تيک ( در صورت،چشم ها، دهان و ...)

- خشک شدن دهان

- عرق کردن

- سرد شدن دست ها و پا ها

- لرزش

- خستگی

- درد معده

- حالت تهوع

- افزايش ادرار

- اسهال

- مشکلات خواب

- مشکلات جنسی

- زخم معده

- حساس شدن به صداها

نشانه های روانی استرس:

- ناتوانی در تمرکز

- فراموشکاری

- ناتوانی در بياد آوردن وقايع اخير

- ناتوانی در کسب اطلاعات

- افکار مزاحم چرخنده

- ترديد

- تصميم گيری بدون فکر و ناگهانی

- آشفتگی

- افزايش اشتباهات

- قضاوت نادرست در ارتباط با ديگران و موقعيت ها

- بی دقتی

- دشوار شدن کارهای ساده

- توجه نامتناسب به جزئيات

- افکار وسواسی

نشانه های هيجانی استرس:

- اضطراب

- ترس های غير عادی

- حملات اضطرابی

- احساس خصومت

- پرخاشگری

- احساس گناه

- نوسان خلق

- افسردگی

- بغض و گريه

- کابوس ديدن

- درماندگی و تسليم

- از دست دادن شوخ طبعی

- کناره گيری

نشانه های رفتاری استرس:

- سيگار کشيدن يا افزايش دفعات آن

- مشروب خوردن يا افزايش دفعات آن

- پر خوری

- کم خوردن و بی اشتهايی

- بی توجهی به وضع ظاهری

- رانندگی توام با عصبانيت

- شروع کردن چند کار به طور همزمان ولی نيمه کاره رها کردن آنها

- ناخن خوردن

- کندن مو ها

- نيشگون پوست

- اعمال وسواسی

ويژگی های افراد مقاوم در برابر استرس :

اگر علاقمند شده اید روی ادامه مطلب کلیک کنید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 10:44  توسط محمد هادی صادقی | 
 

ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی

                                   از ین باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

 

نوروز باستان و طلوع دل انگیز بهاران فرخنده باد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 10:51  توسط محمد هادی صادقی | 
 

من کنت مولاه فهذا علی مولاه

هر که من مولای اویم                   پس علی مولای اوست

عید غدیر

روز پیوند الهی و مبارک

رسالت نبوی با ولایت علوی

فرخنده باد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 21:56  توسط محمد هادی صادقی | 
 

اگه دوست داشتید و وقت هم داشتید یه سری هم به این وبلاگ بزنید:

زیباترین غزل هستی

خوش آمدید!

+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387ساعت 22:15  توسط محمد هادی صادقی | 
 


 احساس خشم

-احساس خشم يك احساس طبيعي است در زندگي گاهي اتفاقاتي پيش مي‌آيد كه خشمگين مي‌شويم، كسي از خشمگين شدن لذت نمي‌برد زيرا احساس خوشايندي نيست. هنگام عصبانيت و خشم گاهي اوقات ضربات قلب تند مي‌شود، دست‌ها عرق مي‌كند، تنفس تندتر مي‌شود گاهي صورت برافروخته و قرمز مي‌شود و ماهيچه‌هاي بدن (مثل گردن، قفسه سينه، ...) منقبض مي‌شود. در چنين مواقعي آدم‌ها احساس مي‌كنند فكرشان كار نمي‌كند و رفتارشان تحت كنترل خودشان نيست.

--كساني كه ياد مي‌گيرند چه‌طور خشم خود را كنترل كنند و رفتار مناسب نشان دهند سلامت رواني بهتري خواهند داشت ولي كساني كه بيش از حد عصباني مي‌شوند يا براي هر چيز كوچكي عصباني مي‌شوند و عصبانيت خود را سر ديگران خالي مي‌كنند كم‌كم سلامت رواني خود را از دست مي‌دهند. منظور از كنترل عصبانيت اين نيست كه عصبانيت خود را فراموش كنيم يا عصبانيت خود را پنهان كنيم. چون اين كار نيز خطراتي دارد. منظور اين است كه عصبانيت خود را درك كنيم و با مشكلي كه ما را عصباني كرده به شيوه درست برخود كنيم.
 
-اولين گام براي اين‌كه بتوانيم خشم خود را كنترل كنيم اين است كه خودمان آگاه باشيم كه در آن زمان عصباني هستيم، يعني بتوانيم به خودمان بگوييم كه "من الان عصباني هستم" و آن را بيان كنيم.
-دومين گام اين است كه خودمان را آرام كنيم.

براي آرام كردن خود كارهاي زيادي است كه مي‌توانيم انجام دهيم.

براي مثال:

 (1نفس عميقي بكشيم و از 1 تا 5 بشماريم.
(2با خود صحبت كنيم و خود را به آرامش دعوت كنيم، بگوييم "آرام باش تو الان عصباني هستي"

(3يك ليوان آب سرد بخوريم.

(4 از محلي كه اتفاق عصباني كننده در آن‌جا پيش آمده دور شويم، يا از فردي كه ما را عصباني كرده دوري كنيم.

(5 ورزش كنيم (فعاليت بدني)، ورزش شديدترين عصبانيت‌ها را آرام مي‌كند.

(6 با دوستي درباره موضوعي كه ما را عصباني كرده درددل كنيم.

(7كارهايي انجام دهيم كه به ما احساس خوبي مي‌دهد .
* به ياد داشته باشيم كه:

هنگام عصبانيت با حرف‌ها و كارهاي نادرست، ديگران را ناراحت نكنيم.

قبلاً ذكر شد كه يكي از علائم خشم و عصبانيت انقباض ماهيچه‌هاست، براي اين‌كه بتوانيم بهتر درك كنيم كه وقتي ماهيچه‌هاي بدن ما منقبض است چه احساس ناخوشايندي داريم و وقتي ماهيچه‌هاي بدن ما شل و راحت است چه احساس خوش‌آيندي پيدا مي‌كنيم، مي‌توان فعاليتي انجام داد كه به اين فعاليت تمرين آرام‌سازي هم مي‌گويند.

 براي مثال:

شانه‌هاي خود را تا جايي كه مي‌توانيم بالا ببريم و در همان وضعيت نگه داريم و تا 5 بشماريم، سپس شانه‌هاي خود را رها كنيم، اين تمرين، باعث رها شدن ماهيچه‌هاي سر، شانه و گردن مي‌شود.

و يا دست‌هاي خود را صاف نگه داشته و مشت خود را گره كنيم و تا 5 بشماريم سپس مشت خود را به آرامي رها كنيم و با حركت دادن انگشتان دست خود را شل كنيم، تمرين را دوباره تكرار كنيم و در حين انجام آن به احساس خود در هر دو موقعيت توجه كنيم، هنگام رها شدن ماهيچه‌ها مطمئناً احساس بهتري خواهيم داشت.

بنابراين اولين گام به هنگام خشم و عصبانيت آگاه شدن از آن و بيان عصبانيت است، گام دوم آرام كردن خود و گام سوم فكر كردن است.

پس از آرام شدن بايد فكر كنيم و به سؤالاتي از قبيل سؤالات زير پاسخ دهيد:

- از چه چيزي عصباني هستم يا چه چيز موجب عصبانيت من شده است؟

- آيا عصبانيت من بجاست يا نابجا؟

- اگر عصبانيت من بجاست بهترين راه بيان آن چيست؟

گاهي اوقات انتظارات نابجاي ما باعث عصبانيت نابجا مي‌شود و در اين مواقع بهتر است ما انتظارات خود را اصلاح كنيم و از ديگران انتظارات بيهوده نداشته باشيم.

 

يكي از بهترين راه‌هاي برخورد با عصبانيت اين است كه پس از آرام كردن خود، درباره موضوعي كه ما را عصباني كرده با فرد مقابل صحبت كنيم، به ياد داشته باشيم كه اين صحبت‌ها بايد آرام و مؤدبانه باشد، هيچ‌وقت نبايد فرد مقابل را سرزنش كنيم و يا به او حرف‌هاي نامربوط بزنيم بهتر است سعي كنيم موضوعي كه باعث عصبانيت ما شده را با لحن آرام بيان كنيم و منتظر پاسخ او باشيم در نظر داشته باشيم كه بعضي مواقع ما با كارهاي اشتباه خود موجب عصبانيت يكديگر مي‌شويم و اگر رفتارهاي نادرست خود را اصلاح كنيم مي‌توانيم دوستي‌هاي بهتري داشته باشيم.

 پس تا می توانید خشم و عصبانیت خودتان را کنترل کنید. مرسی!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 22:29  توسط محمد هادی صادقی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
این وبلاگ یک انجمن مجازی روانشناسی است که در برگیرنده مطالب و مقالاتی در زمینه های مختلف روانشناسی می باشد و توسط محمد هادی صادقی - کارشناس ارشد روانشناسی - راه اندازی شده است. تاریخ ایجاد وبلاگ 16/3/87

نوشته های پیشین
آبان 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
تیر 1387
خرداد 1387
آرشیو موضوعی
رشد کودک
بهداشت روان
مسائل خانوادگی
مشاوره تحصیلی
تاریخچه روانشناسی
روانشناسی نوجوانی
مشاوره خانوادگی
اعتیاد و سو, مصرف مواد
بیماریهای روانی
درباره روانشناسی
پاسخ به نامه ها
S.M.S
پیوندها
زیباترین غزل هستی
پایگاه اطلاع رسانی پزشکی شفا
مهر آذر چراغی
انجمن روانشناسی بالینی ایران
روانشناسان.کام
سایت خبری گویا
سایت ایرنا
سایت فرارو
جدیدترین اخبار علمی
انجمن روانشناسي ايران I.P.A
يا هو
سايت تبيان
پایگاه اینترنتی زرقون
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

JavaScript Codes